برند شخصی خودتان را بسازید

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

"برند شخصی" شما، "شهرت و میراث" شماست. یک برند شخصی قدرتمند می تواند فرصت های شغلی و حرفه ای بسازد. یک برند شخصی ضعیف، شما را با مسئولیت های بزرگ و مهم زندگی و کارتان تنها می گذارد.

معرفی:
اگه از 5 نفر که شما رو می شناسن سئوال کنم که شما تو چه کاری خوبین یا چی شما رو بی همتاکرده اونا چی میگن ؟اونا چیزیو که خودتون تصور می کنین میگن؟ برند شخصی ،قصد و تمرکزرو روشهرتتون میذاره و ضمانت میکنه که بقیه مردم طوری شما رو می بینن که شما می خواین.من پیام علیدوستیم و تو مدیریت شهرت ونام تجاری تخصص دارم.بیش از 20 ساله با مدیرا،متخصصا و تیمای شرکتای بزرگ کار کردم که میخواستن بدونن چطور باید رواین موضوع تمرکز کنن که تو حرفه شون در همه موقعییتای حرفه ای مطرح بشن.تو این دوره قصد دارم بهتون اموزش بدم چطور برند شخصی خودتونو بسازین و حرفه خودتونو ارتقا بدینوبا شوروشوق مقابل رقابت ایستادگی کنین.پس اجازه بدین شروع کنیم و نام تجاریتونو بسازیم :


برند شخصی


1. ساخت برند شخصی شما:
چی میشه اگه من بهتون بگم قدرتتون توحرفه تون مستقیما به توانایتون درباره ساخت و حفظ نفوذ و تاثیر گذاری رو دیگرانه ساخت تاثیر گذاری نیازمند یه برند شخصی قوی و کامله ؟
برند شخصی چیست؟ پس،یه برند شخصی یه نوع انتظار از یه تجربه س.این به من کمک می کنه بفهمم اگه با شما کار کنم یا کنارتون خدمت کنم - اگ شما رو استخدام کنم،یا به شما کار بدم یا باعث ترقیتون بشم چه احساسی دارم برند شخصی شما شهرت شماس،این میراث شماس.این به مردم میگه چه انتظاری ازتون داشته باشن.فرایند نام تجاری شخصی خیلی ساده س،اما اسون نیس.تواین دوره قصد دارم ازتون بخوام درباره چیزای فکر کنین که ممکنه شما رو از منطقه امنتون بیرون ببره.اما نتیجهش اینه که شما سود های رقابتیو بدست میارید.شما متوجه میشین که چطور مقابل دیگران موضع بگیرین.نام تجاری شخصی تماما درباره کنترله.شما کنترلو دوست دارین؟من عاشق کنترلم.کنترل برا من به معنی انتخابه به معنی یه گزینه س.نام تجاری شخصی حس کنترلو بهتون میده.اما ما باید یادمون باشه ان همیشه در مورد قسمت عاطفی معادله س.نام تجاری شخصی به شما شهرت و تراژدی را می ده تا در مورد ساخت حرفه خود تصمیم بگیرن ساخت موقعییتای شغلی وقتی که شما به حرفه تون نگاه می کنین و جایی که الان هستین می تونه صادقانه به این سئوالتون جواب بده:

"چطور شما به اینجا رسیدین؟"

شما طراحی کردین یا کسی براتون طراحی کرده یادم میاد با یکی از مشتریام صحبت کردم و این سئوالوپرسیدم جواب داد:در حقیقت،من این پست شغلیو گرفتم چون یه نفر فکر کرد که"من تو بعضی کارا خوب عمل می کنم،یا پول بیشتری بهم پیشنهاد داد،یا تفریح بیشتری، و من تواین موضوع قدم بر داشتم من واقعا یه استراتژی تنظیم نکردم ".من با خیلی ازرهبرای کسب و کارو موسسای تازه کار، همکاری کردم کار افرینا،کارمندای بالقوه،جویندگان کار،دانشجوها.،هر کس که دنبال کنترلو شهرت بیشتر توحرفه ش باشه.این همیشه به این معنی نیس که شماتو یه نقل و انتقال هستین اما چیزیکه نام تجاری شخصی به شما می ده اینه که فرصتیه برا بدست اوردن ثانیه ، جایی که هستین متوقف بشین و از خودتون بپرسین"من قصد دارم به کجا برم؟"

وقتی شما درباره فرایند برند شخصی فکر می کنین این تو زندگی حرفه ایتون ادامه دار میشه و به شما اطمینان میدم که یه نقشه و استراتژی که به شما تو تصمیم گیری هوشمندانه کمک می کنه به وجود میارید.شما ممکنه تو یه لحظه به 5 سال اینده فکر کنین.می خواین تواین 5 سال کی باشین درباره چی شور و شوق دارین کی بهتون الهام می ده؟چه مهارتا و استعدادایی دارین که به رشد شما کمک می کنه؟میخوام بگم که"فقط به خاطر اینکه شما می تونید،به این معنی نیس که باید انجام بدین و فقط به این دلیل که می خوایدبه این معنی نیس که شما می تونید"پس،فهرست جایی که هستین و چیزی که دوست دارینو در مورد شغلتون انجام بدین و چی ممکنه شما رو به اونجا برسونه،چیزایه که ما می خوایم تو این دوره پیدا کنیم .چیزی که شما کشف میکنین چیزیه که شما روبه توانایی میرسونه که تا از یه حرفه منفعل به سمت شغلی حرکت کنین که خیلی فعال تره.


2. به وجود آوردن تاثیر:
پس شاید شما دنبال شغل جدید و یا یه ترقی هستین و یا دنبال ابزار و منابع اضافه بر سازمان تو حرفتون هستین.اگه شما یه در خواست واضحو قوی ندارین یه برند شخصی نمی تونه رو افرادی که که تصمیم گرفتن این موقعیتو به شما بدن تاثیر داشته باشن.مردمی که تو این موقعیت هستن هدف اصلیتونن و شما نیاز دارین بطور صحیح مقابل اونا موضع گیری کنین.به خاطر میارم چند سال پیش تو یه جلسه صحبت میکردم و یه زن جوون بهم نزدیک شد و گفت"لیندا من یه مشکل دارم" اون گفت:"من تو شرکت خودم به عنوان مادر دفتر مشهور شدم،مدیرا منو کنار گذاشتن چون اونا فک می کنن من مادر دفترم." ودرباره اینکه چه رفتاری ازش سر زده که باعث ساخت این اسم شده جستجو کردیم.چیزیکه ما فهمیدیم اینه که اون کسی بود که کیک تولد می خرید،و کارتای تبریک میداد.اون کسی بود که پیک نیکای شرکتو برنامه ریزی می کرد و کارهایو انجام میداد که توشغل اونا خیلی مادرانه بود اون شخص تو چشم مدیرا کسی نبود که پیشرفت کنه اون کسی بود که فقط رهبری می کرد،بنابراین اون بعضی تغییراتو تو خودش به وجود اوورد.وقتی شما در مورد ارزشمندی هدف خود تون د ر رابطه با مخاطبای مورد نظر و اهدافی که دارین شفاف هستین،شمامیتونین اثر گذار باشین.تاثیر گذاری بوسیله تصمیم گیری با همکاری و مشارکت کسانیکه تو شرکت شما کار می کنن یعنی شما توانستین نیازای اونا رو درک کنین و براورده کنینن.اما شما همچنان برا اینکه چگونه شناخته بشین به یه استراتژی نیازدارین.حالا می خوام در مورد اعتبار صحبت کنم چون هیچ برند شخصی ارزش نداره مگه اینکه اعتبار داشته باشه.اجازه بدین در مورد فرمولی براساخت اعتبار برا برند شخصی صحبت کنیم.هیچ میانبری وجود نداره.فرمول برا ساخت اعتبار شامل ارزش بعلاوه عمل کردن همتراز با اعتبار ه.شما باید در مورد ارزشاتون شفاف باشین به چی معتقدین؟هسته اصلی بافت اخلاقی و DNA شما چیه،که اگه اونا وجود نداش شما چیزی که الان هستین بودین؟شما به چی اعتقاد دارین،چیزی که حاضرین براش بجنگین؟و بعدش چطور اونو به نمایش می ذارین؟چطور رفتار می کنین که با ارزش هاتون سازگار باشه؟شما باید بتونین تا به مردم بگین برا چی ایستادگی می کنین بعدش اقداماتو بهشون نشون بدین.این چیزیه که شما باهاش کسب اعتبار می کنین.این چیزیه که باهاش برا دیگران قابل قبول می شیم.خیلی از شما کارتونو خوب انجام میدین ،و واقعا تصمیمای خوبی میگیرین اما به مردم درباره ش توضیحی نمی دین.شما با ارزشاتون متصل نیستین و اعتباری کسب نمی کنین.شما تودنیای برند شخصی به اعتبار نیاز دارین تا بتونین تاثیر گذار باشین. می خوام یه لحظه وقت صرف کنین و درباره ارزشاتون فکر کنین. درباره این فکر کنین که به چی معتقدن و واقعا برا شما خاص و ویژه س از راحتیو ارامش دور بمونین .عمیقا به ارزش های خود مراجعه کنین و از خودتون بپرسین چطور در راستای این ارزشا زندگی کنین.


نام تجاری خودتونو بسازین.


1. نام تجاری فعلی خود را تعریف کنید.
یکی از مشتریامو توچند سال پیش به خاطر میارم.مارک متوجه نشده بود که درمورد برند شخصی مشکل داره تا وقتی که ما بررسی کردیم که بفهمیم چه اتفاقی تو کمپانیش افتاده.خیلی از اونا کمپانیوترک میکردن بدون اینکه در این مورد جزییاتیو توضیح بدن.پس از اون ما شروع به پرسیدن سئوال کردیم"چی وجود داش"درباره روشی که مارک در باره این گروه انجام داده "شاید ارسال یه پیام اشتباه بود"ما یه جلسه گذاشتیم،من مارک رو خیلی کارامد و خیلی رک بر اورد کردم،نظرات و همکاری زیادیواز گروهش در خواست نمی کرد و تصمیات قاطعانه ایو در لحظه میگرف.برامارک این خیلی کارامد بود.این یک روش بسیار ساده بود پس از تصمیم گیری تیم او تو اون زمینه شروع اقدام میکردن.اما چیزیکه تیم اون تجربه میکرد این بود که مارک همکاری نمی کرد.اون در مورد مسائل و موضوعات سئوال نمی کرد و یکمی زورگو بود.اون باهوش ترین فرد اتاق بود،اما موضوع اثبات هوش او به گروه نبود،پس اونا شرکتوترک میکردن.ما مجبور بودیم این مئسله رو در مارک تغییر بدیم چون اون میخواس که گروهش تو شرکت بمونه. برند شخصی در ارتباط با این موضوعه که شما توسط دیگران درک بشین.همیشه اینکه شما چی فک می کنین مهم نیس،این مهمه که مخاطبای شما چطور درک می کنن.پس،تو نام تجاری شخصی خیلی قضاوت میشه.صادقانه،من همان مادریم که به فرزنداش گفت"این اهمیتی نداره که مردم درباره شما چی فکر میکنن "این مهمه که توقلب شما چی می گذره و هم بله و هم نه.این اهمیت داره که تو قلبتون چی میگذره اما اگه مردم شما رو به عنوان کسی که همکاری نمی کنه و زورگو ببینن ممکنه تصمیمیایی بگیرن که رو شغلتون تاثیر داره و اینده شرکتتون به اون بستگی داره.تعداد زیادی از مدیرایی که من با اونا کار می کنم لزوما از راهی که مردم اونا رو درک میکنن اگاه نبودن اونا اعتراف کردن که گاهی اوقات به خاطر زمان سنجی یا افزایش حقوق ازفرصت ما سود می جستن،از چیزایی که احساس می کردن رو اونا کنترل زیادی دارن سودی نبردن.چیزیکه ما حالا می خوایم بهتون بدیم فرصتیه برا بدست اوردن کنترل،فرصتی برا اینکه فکر کنین الان کجایین :ارزیابی کنید که مردم چطور شما رودرک میکنن اگه از 10 نفر دوستای نزدیک ،همکارا و همکارای تجاریتون سئوال کنین اوناا شما رو چطور توصیف میکنن. به عنوان یه فرد نزدیک که همکاری می کنن توصیف می کنن یا شاید اونااحساس میکنن شما از اون دسته کسایی هستین که جلسه رو به عهده میگیرین واز اطرافیانشون درخواست نظر نمیکنن؟شما میخواین چطور به خاطر بیارین؟این همون راهیه که امروز توسط اون شناخته میشیین.
اینا تعدادی از سئوالاتین که باید از خودتون بپرسین،برااینکه بدونین تو این لحظه از زمان از نظر درک شدن چه کسی هستین.
شما نمیتونین به عقب برگردین و تغییر کنین چون شاید تا دیروزچیزی درباره برند شخصی نمی دونستین.پس،این واقعا درباره اینه که همین حالا زمان بذارین برا اینکه بفهمین چطور به نظر می رسین و درک می شید.شهرتتون در حال حاضر چطوره؟یکم زمان بذارین و درباره ش فکر کنین که چه سئوالایی می تونه در ارزیابی شهرتتون بهتون کمک کنه.


2. نام تجاری که انتظار دارید را بسازید.
به یاد بیارین که بهتون گفتم نام تجاری شخصی در رابطه با کنترل بود؟میگیم که چطور کنترلو بدست بیارید.میخوام چن دقیقه شمارو بجایی ببرم که ممکنه اونجا احساس ارامش نکنین میخوام تصور کنین که تو مجلس ختم خودتون نسشتین دوستا واقوامتون یه طرف ایستادن،اونا شما رو از نزدیک میشناسن: اونا همه چیزو در باره شما می دونن همه زندگینامه شما رو،اما می خوام درباره ما فکر کنین کسائیکه طرف دیگه ایستادن،اونایی که با شما کار کردن یا از شما خدمات گرفتن یا بخشی از شرکتتون بودن،ما شما رو چطور به خاطر میاریم؟وقتی داریم باهاتون خداحافظی میکنیم چیو راجع به زندگیتون بازگو می کنیم ما به عقب بر می گردیم و از خودمون سئوال می کنیم چرا تا اون موقع کنار شما موندیم؟شاید اونجور که شما رو میشناختیم ،شما رواحساس نکنیم.شما میخواین اخر زندگیتون چه حسی به شما داشته باشیم؟
نیروی این تجربه با اینکه تجربه راحتی نیس،جایی س که شما می تونین کنترلو دوباره بدست بیارین.اگه شما میتونین درباره اخر کار فکر کنین،( پایان زندگی خود)شما میتونین به عقب برگردین و دوباره مهندسی کنین از امروز تا اون روز،راه زیادی رو در پیش دارین.اما امروزشما به این فکر می کنین که فردا می خواین چطور زندگی کنین و روز بعد شهرتیو که می خواین بدست بیارین ملاقات میکنین.هر قدمی که بر میدارین،هررابطه ای،هر انتخابی،هرتصمیم تجاری،در راستای حرکت مستقیمتون بسمت شهرتیه که میخواین اخر زندگیتون داشته باشین.این نیروی این تمرینه،با اینکه اصلا راحت نیس،بهتون حق انتخاب میده.این بهتون کنترل میده.می خوام بعد این حرکت،توقف کنین و واقعا درباره ش فکر کنین،چشمتونوببندین و به این فکر کنین که دوست دارین مردم اخر زندگیتون چطور راجعبتون فکر کنن.کلمات،احساسات،اصطلاحاتو جمع اوری کنین،سپس می تونین یه استراتژی برا حرفه خودتون به وجودبیارین.


3.مخاطبان مورد نظر خود تونو شناسایی کنین.
تصور کنین شما یه کمپانی لاکچری اتومبیل مث مرسدس بنز هستین.حاضر بودین تو مجله های نوجوانان یا تو دبیرستانا و یا جاهایی که مردم رانندگی نمی کنن برا تبلیغات هزینه کنین،احتمالا نه.شاید به خاطر اینکه نوجوونا نمی توونن رانندگی کنن،گر چه احتمالا اونا اشتیاق داشته باشن،و مردمی که رانندگی نمی کنن اهمیتی به شرکتای اتومبیل نمیدن.شما محصولتونو به مردمی میفروشین که پیشنهاد تجربه نام تجاری شماروفریبنده و جذاب احساس می کنن،و اونایی که توان استفاده از محصولتونو داشته باشن.خوب، برند شخصی هم از همین روش استفاده می کنه.شما خودتونو تو موقعییت مخاطبایی قرار می دین که بخصوص شما رو قانع کننده و مناسب حس میکنن.و اینجاس که میشه یکمی حیله زد.شما مجبورین مخاطبای خودتونو شناسایی کنین.چه افرادی،یا شرکتا،یا اجتماعات یا صنایعی به شما نیاز دارن.شما اول باید درباره افرادی فکر کنین که تو راحت ترین زمان با اوناا کار می کنین.با کی شروع می کنین؟کیا هنگام کار باهاشون بهتون احساس هماهنگی میده؟اگه شما دنبال کار،یا تغییر شغل هستین این مخاطبا ی مورد هدف شامل افرادی تو کمپانیای دیگه،ویا خارج از چرخه فوری نفوذتون هم میشه.اما شما مجبورین جهانی از مخاطبای بالقوه رو از همه گروها بدست بیارین.به این افراد خاص توجه کنین.مردمی که فقط دنبال اشخاصی مث شمان،کسی با مهارتای شما،با اموزشا و ارزشای شما.بعد شناسایی اینکه مخاطباکیا هستن کار حتی مشکل تر میشه.زیرا مردم دو مجموعه از نیازارو دارن نیازای عملیو نیازای عاطفی داریم.براتون یه مثال خرده فروشی میارم:اجاز بدین بگم من دنبال یه فنجون قهوه م و یا یه چیز خوشمزه. میتونم به یه استارباکس برم و چک کنم که ایا اونا قهوه دارن.چک میکنم ،اونا چیزای خوشمزه ای دارن.درسته؟

نیازای عملیم دریافت شد اما دلیلی که من به استارباکس رفتم و یه مشتری وفادار نام تجاری و محصول اونا م اینه که اونا نیازای عاطفی منو می بینن.وقتی میرم تو،اونجا یه حس اجتماعی وجود داره و این یه نوع زرق وبرقه.افراد نوشیدنی منو می شناسن ومیدوننم چطور سفارش بدمو از محصولشون لذت میبرم.پس،من نه تنها یه فنجان قهوه میگیرم بلکه یه حس اجتماعی و فرهنگیواحساس میکنم که به اونا متصل میشم.وقتی شما به مخاطبای مورد نظر خودتون فک می کنین،این خیلی مهمه که بفهمین"اونا احتیاج دارن من چیو ارائه بدم؟"شاید اونا نیاز دارن که من وقت شناسو هزینه شناس باشمو مهارتای خاص داشته باشم.اما اونا نیاز دارن چه احساسی ازم داشته باشن؟من چه ارتباط عاطفی میتونم با اونا ایجاد کنم که بتونم یه رابطه بسازم تا تاثیر گذار باشم؟شما باید بدونین که چه افراد،یا اجتماعات یا صنایعی نیاز به احساس دارن.بیشتر وقتا،اونقدرا سخت نیس.اکثر مردم خواهان احساس امنیتن.اونا میخان که بتونن شما رو باور کنن.میخوان حس همکاریو نزدیکی داشته باشن.اما باید به زمانیکه با مخاطبای مورد هدف خودتون صحبت میکنین یا در حال تعامل با اونا هستین و یا اونا به صورت ان لاین دنبال می کنین توجه کنین.شما چه کلماتیو از اون چیزی که احساس می کنن دارین.پس،شما دارین فکرمیکنین درباره این که چطور می تونین برا مخاطبان مورد نظر جذاب بشین؟چطور خودمو تو موقعیت و مکان بهتر براشروع این رابطه قرار بدم؟


بازاریابی و موقعیت تجاری شما


1. یه استراتژی بسازین:

اسم تجاری شخصی شما درباره اینکه شما چه هستین نیس.درباره اینه که شما کی هستین.از این نظره که استراتژی اهمیت پیدا می کنه.چون نام تجاری شخصی شما بوسیله یونیفرمتون یا عنوان شغلیتون یا رزومه تون تعریف نمی شه.نام تجاری شخصی شما به مخاطبای مورد هدفتون میگه که شما برا چی تلاش میکنین،به چی باور دارین و چطور ارزشارو به اونا پیشنهاد می دین.بعضی از مردم به نام تجاری شخصی شما نزدیک میشن چون اون یه چالشو احساس می کنن.شاید شما از طریق فیلمای قبلی تمرینایو انجام دادین و دیدین که نام تجاری شخصی شما اونجا وجود داره،اما نام تجاری که شما انتظار اونو دارین خیلی متفاوته.شما امروز چطور هستین و میخواین چطور شناخته شین،اینجا یه شکاف بزرگ وجود داره.شما برا پر کردنش به یه استراتژی نیاز دارین .در برخی موارد،نام تجاری شخصی فعلی شما با اون اسمی که مورد انتظار شماس به سادگی کنار هم قرار گرفتن و اگه همه ان راها فردا به پایان برسه شما راهیو که می خواستین به خاطر میارین.تو این مورد،یه استراتژی به منظور تقویت این نام تجاری ،برا سازگار نگه داشتنتون تو رفتار و ظاهرتون،به صورت انلاین و به طور شخصی به شما کمک میکنه که تو مسیر ایستادگی کنین. تعریف نام تجاری شخصی شما واقعا مستلزم ثباته نه کمال.
موضوع اینه که شما امروز کجا هستین .چه چالشاییو به خاطر شهرت تجربه کردین ؟ایا به موانعی که سر راه استراتژی هست ضربه زدین؟فرصتایی وجود داره که شما به خاطرش اعتماد به نفس نداشتین و یا اماده نبودین که به اون جایگاه برسین، اونارو از دست داده باشین ؟اما حالا که شما می دونین انتظار چه شهرتیودارین به اون سمت حرکت کنین و اونجوری به نظر برسین که شما تمایل دارین اون موقعیتارو بدست بیارین.استراتژی شما به ی مکان استراتژی و جای پایان نیاز داره همچنین نیازدراه به یه وسیله ای که برا ارزیابی موفقیت و اینکه بتونین اصلاحاتیواکه لازمه انجام بدین.
اینجا یه مثال برا وسیله اندازه گیری داریم.اجازه بدین راجع به 12 ماه اینده صحبت کنیم،شما می خواین به عنوان شریک توکمپانی قرار بگیرین و یا اینکه شما می خواین تو مکالماتی که مدیریت اونارو به عهده دارن شرکت کنین.
خوب،چی باعث میشه اونا شما رو یه فرد معتبر و بازگو کننده ببینن ویا به عنوان کسی که اونا باید در این مکالمهه ها ازش استفاده کنن؟شاید شما باید با صدای بلندتر تو جلسه ها صحبت کنین و یا دست خود تونو بالا ببرین و نظرات خودتونو پیشنهاد بدین.شاید شما باید تو وبلاگ شرکت عضو بشین صدای خودتونو تو مکالمه ها اضافه کنین. شاید شما نیاز به شبکه داخلی کمی استراتژیکتر دارین بنابراین،شما می تونین اشخاصیو که بقیه افرادو برا این جلسات دعوت می کنن تحت تاثیر قرار بدین.وقتی این چیزا اتفاق می افتن شما می بینین نتیجه را تو این ارزیابی می بینین،بعدش شما می فهمین که تو مسیر درست قرار گرفتین.و اگه این درست کار نکردن شما مسیرو تغییر میدین و تلاش میکنین چیز دیگه ایو امتحان کنین،همیشه شهرت مورد نظرتونو تو ذهن خودتون نگه دارین.این رابطه با ساخت قدم به قدم این نام تجاریست.
با نام تجاری شخصی خود تون با دیگران ارتباط بر قرار کنین.
وقتی شما درباره ارتباط با دیگران فکر می کنین،جاهایو که تصور می کنین اونجا می تونین این کارو انجام بدین کجاها هستن؟من معتقدم که شما هر جایی می تونین این کارو انجام بدین.تو جلسه های کمپانی،تو هواپیما،در رویدادهای تجاری و حتی تو اسانسور ساختمان محل کارتون.وقتی من ارتباط برقرار کردنو اموزش میدم،من اونو ارتباط عمدی میگم.چون میخوام بر ساخت یه استراتژی برا اینکه شما به اهداف نام تجاری شخصیتون برسین تاکید کنم.یکی از اولین چیزایی که می خوام روش تاکید کنم اینه که بیشتر وقتاما برا برقراری ارتباط دنبال افرادی می گردیم که تصمیم گیرنده ن.
اونا افرادین که می تونن با ما دادوستد داشته باشن،ما رو استخدام کنن،اون ترفیع مورد نظرو به ما پیشنهاد بدن و البته اونا برا استراتژی ما اهمیت دارن،اما تعداد دیگه ای از افرادهم هستن که ما برا این ارتباط به اونا نیاز داریم ،کسانیکه به استراتژی ما ارزش می دن.گزینه دوم چیزاییه که من به اونا منابع اطلاعاتی می گم .این افراد ممکنه یا تصمیم گیرنده باشن یا نباشن.اما اونا مسائلو میدونن اونا دیدگاهی دارن و اطلاعات صنعتی دارن.اونا چیزای زیادی درباره روند تو بخشای مختلف تجارتتون میدونن.اونا واقعا وقتی شما می خواین تو جایگاهتون رقابتی عمل کنین میتونن به ارزش هاتون اضافه کنن.یه دسه دیگه از مردم که من دنبالشونم افراد حمایتگر هستن.افرادی که مشوقن کسانیکه متحد و طرفدار شمان.چون ساخت یه نام تجاری شخصی زمان زیادی می بره و یه سیستم حمایتی در مکان خیلی مهمه.وقتی ما تو شبکه دنبال یه مفهومیم ،اون در مورد سیستم برنده برنده س.شبکه های ارتباطی باید برا هر دو طرف سودمند باشن.این فقط درباره اینه که من چیکار میتونم برا شما انجام بدم یا شما چه کمکی میتونین به من بکنین نیس.اون باید متقابل باشه.وقتی شما بفهمین که باید چه کساییو بشناسین و اونا کجا هستن،پس استراتژی شبکه ای شما به شما اجازه میده تا ارتباطاتو برااتصالتون با این افراد یا اجتماعات به وجود بیارین.
شبکه ارتباطی یه ابزار ه این به شما کمک می کنه تا ارزشا ی خودتونو مشخص کنین و اونو تو راهی که طراحی کردین از یه رقابت متمایز کنه.پس اجازه بدین تا سه موردو برا ساخت استراتژی شبکه ای بهتون معرفی کنم.اول یه منبع باشین.رو ساخت ارتباطات تمرکز کنین و مخاطبای خودتونو جاهایی که هستن ملاقات کنین. نه فقط با تمرکز رو اونچیزی که نیاز دارین.من ارتباطات شبکه ای بزرگیو بوسیله کمک به کسی در شبکه ارتباطی خودم به وجود اوردم .کسی که با یکی از همکارایی که سعی می کردن ارتباط برقرار کنن متصل بود. و یا با ارائه بعضی از انواع منابعی که شاید من حتی براشون تعهدیم ندارم.و اونا از اینکه با من در ارتباطند خیلی خوشحالن منو فردی ارزشمند می بینن.نکته دوم اینه اونا تماسشونوبا شبکه شما قطع نمی کنن.به شبکه ارتباطی به عنوان چیزی که فقط یبار ازش استفاده میکنین نگاه نکنین.این درباره ساخت یه ارتباطه و تو طول زمانیکه حرفه شما در حال رشده بعنوان یه پاداش به شما بر می گرده وشما راهای اضافه دیگه ایو برا همکاری با این مخاطبا پیدا میکنین.سومین چیز همیشه حقیقی اصیل باشین. صحت و اصالت برا شبکه بسیار مهمه.اگه شما نشون بدین که واقعی و انسان هستین و امیدها و رویاهایی دارین و سئوالایی تو ذهنتون دارین،مردم میخوان که به شما کمک کنن.اونا میخوان کمک کنن تا یه بخش از سفرتون باشن.پس اصالت خودتونو نشون بدین و شبکه خودتونو برا کمک به ساخت این حرفه و زندگی حرفه ای برای دست یابیتون به اهدافتون ترغیب کنین.


2. اعتبارآن لاین(روی خط) خود را مدیریت کنین.
یه مکان نیروند برا جان گرفتن برند شخصی شما فضاهای آن لاینه.اینروزا از طریق شبکه های اجتماعی و رسانه های اجتماعی به بازار جهانی متصلیم.این یک مد زود گذر یا روند عبوری نیس رسانه های اجتماعی یه راه اصیل برا معرفی ارزشا و پیشنهادای شما به مردم همه جان اجازه بدین بعضی اصول رسانه های اجتماعیو که به نام تجاری شخصی مربوطندو بررسی کنیم اول آن لاین ماندن یه اصل خیلی مهمه.اینجا مکانی نیس که سعی کنین کسی باشین که نیستین یا یه دغل باز نباشه یا لباسی نپوشین که فکر کنین میتونین اون بهترو باهوشتر به نظر برسین.شما میخواین ارزش هاتونو تو ویترین قرار بدین و به مردم اجازه بدین ببینن شما کی هستین.اگه شما دوستانه،در دسترس و حرفه ای باشین پس اجازه بدین از راه لحن و تصویر و متنای ارسالی که شما آن لاین می فرستین به حقیقت برسه .از طرف دیگه، اگه شما دارین چیزی بیشتر از یه موقعیت بنام تجاری منحصر به فرد هستین،پس بعدش شما می خواین مطمئن بشین که بیش ازحد و گاه و بی گاه با مخاطبای خود پر حرف نباشین.این مهمه که تو مکالمات داوطلب باشین و تواونا شرکت کنین درست مث وقتی که مث یه شخص عادی رفتار می کنین.اگه شما نخواین مث یک فرد عادی با من رفتار کنین ،اگر من بگم"حالتون چطور ه؟"شما سئوال منو رد می کنین .
خوب همین اتفاق به شکل آن لاین هم می افته.اگر فردی پیغامی یا پستی فرستاد که براتون جذاب بود،جواب بدین ،نظربدین،و اجازه بدین که مردم ببینن چی برا شما جذابه و شما در مورد چی مشتاقین.و فراموش نکنین که هر اتفاقی بشکل آن لاین عمومیه همه اینا نشون می ده که شما برا چی تلاش می کنین،در مورد چی مشتاق هستین،و چی براتون جذابه پس اگه شما نظراتیو برا چیزایی که پست شده بنویسین و یا تصاویری که به نظرتون خوبه رو پست کنین،ممکنه اونو نبینه،ممکنه یه مدیر مسئول استخدام متوجه نشه که من اون کارو انجام دادم.من معتقدم که اونا این چیزارو میبینن چون تنظیمات حریم خصوصی محفوظ از خطا نیستن.همچنین،رو مخاطبای مورد نظر ان لاین خود متمرکز باشین .اونا کجا ن؟اگه شما دنبال جلب توجه رهبرای تجارت و متخصصاهستین ،احتمالا شما زمان زیادیوتو LinkedIn صرف میکنین.اینجا جاییه که حرفه ای هامی رن.اگه شما جزء تیپای خلاق هستین،و میخواین توجه مدیرای آگهی یا شرکتای بازاریابیو جلب کنین یه پلت فرم(سکوی نمایش) مث اینستاگرام می تونه بیشتربه کارتون مربوط باشه.وقتی شما برا ساخت شهرت خودتون دارین حضورآن لاین میسازین این مسئله مهمه که به این فکر کنین که مخاطبای شما کجا هستن.و قطعا به مخاطبای آن لاین خودتون اجازه بدین تا بدونن چطور می تونن بهتون کمک کنن.از تمام این فضا سود ببرین برند شخصیتونو بسازین و به مردم اجازه بدین شما روببینن و بدونن شما چیکار انجام میدین.برامثال فیس بوک،صفحه شخصیتون غروب افتابو نشون می ده یا تصویری از سگتونو ؟استفاده از یه تصویر از خودتون .صحبت کردن با یک گروه بزرگو در نظر بگیرین.چون اون به دوستاتون یاداوری میکنه که شما یه سخنران عمومی بزرگ هستین ،کسی که برااستخدام از این روش قابل دسترس استفاده می کنه.یادتون باشه هر پلت فرم ،خاص و بی نظیر ه. . LinkedInبه عنوان مثال یه ابزار تجاری حرفه ایه.شما تو LinkedIn می خواین بطور منظم پست داشته باشین شما می خواین تو گروهای صنعت خودتون عضو شین ومیخواین وارد صنعت مورد نظرتون بشین.وقتی مقاله ها یا لینکای خودتونو به اشتراک میذارین دیدگاه خودتونو نمایش میدین .شما درباره مقاله یا دیدگاهای دیگران چی فکرمی کنین؟ LinkedInیه ابزارمورد استفاده نیرومند وقوی برا حرفه ها،مدیرای استخدام و رهبران فکریه پس مطمئن بشین که مطابق با یه نام تجاری شخصی وقتی که شما فقط یه فرد عادی هستین ملاقات می کنم باشین از یه طرف دیگه فیس بوک هم یه پلت فرم بسیار اجتماعیه.این بهتون اجازه میده نام تجاریتونو انسانی سازی کنین.درباره من ،من با بسیاری از مشتریا در ارتباطم،کسانیکه کتاب های منومی خونن ،حرفامو گوش کردن و تو فیس بوک منو دنبال می کنن.من همیشه پیغام هارو بدون اشتباه و محتوای نامناسب پست میکنم،اما من به اونا اجازه میدم جنبه اجتماعی منو هم ببینن. این از استراتژی نام تجاری شخصی من دوره این بهترین زمان برا فکر کردن درباره پروفایلتون یا بررسی کردن اوناس.اونا به نظر ثابت و استوارن؟فکر می کنین اونا درباره تون چی میگن ؟این یه قسمت کلیدی تو فرایند نام تجاری شخصیه.


انتقال اعتبار :
برند سازی شخصی بیشتر درباره درک کردنو قضاوته.این منصفانه س واقعا نه؟.اما اینکه ما چطور به عنوان انسان سیم کشی(پردازش) شدیم.ما راهایی براقضاوت دیگران داریم،بعضی اوقات بستگی داره که اونا چگونه برا ما تعریف بشن اینکه اونا دوستن یا دشمن،یا خطرناکن.این یه قسمتی از DNA ماس.اعتبار در برند سازی شخصی یعنی به راه هایی که شما رو نشون می دن فکر کنین.این یعنی درمورد تصویری از خودتون که شما قصد داره بسازین و اونو به بخش ادراکی یه نفر دیگه بفرستین اگاه باشین.واین بااستایلو تصویرتون شروع میشه. این با درک اینکه برند شخصیتون به این معناس که شما باید شبیه خودتون باشین نه شخص دیگه ، شروع میشه.راحت لباس بپوشین.مناسب با مخاطب وموقعیت لباس بپوشین. پس اگه من یه گروه بزرگی از مدیرای مالیوتو انجمن کسب و کار مخاطب قرار دادم.نباید یه کلاه بیسبال ، شلوار جین پاره و کفش ورزشی بپوشم. مناسب با موقعیت لباس میپوشم.اما قصد دارم طوری لباس بپوشم که باعث میشه من،احساس من بودن داشته باشم و نشان دهنده ارزشای منو برند شخصیم باشه.وقتی شمااین بخش از فرایندوفهمیدین،لباس پوشیدن صبح اسونتره چون شما دیگه فکر نمی کنین مردم می خوان شما چطور لباس بپوشین،شما شروع می کنین به پوشیدن سبک و تصویر خودتون،کمد لباس رو هم رفته رو اساس اینه که شما چطور احساس بهتری درباره خودتون دارین. مناسب با اب و هوا باشین اما طوری که پوستتون و کمد لباس احساس راحتی داشته باشه.چیزای زیادی درباره زبان بدن وجود داره.اونا میگن 90 درصد اطلاعات ابلاغ شده غیر کلامیه .پس مهم نیس چی از دهان من خارج میشه،اگه زبان بدن من با اون هماهنگ نباشه.شما ممکنه به ارتباط برقرار کردنم شک کنین.سه نوع مختلف زبان بدن وجود داره من میخوام امروز اونو بهتون معرفی کنم. این اول از تماس چشمی شروع میشه.وقتی شما با شخصی حرف میزنین به چشماش نگاه کنین.با ایجادیه ارتباط چشمی خوب نشون بدین که براشون احترام قائلین وبهشون توجه می کنین.ارتباط چشمی خیلی طولانی نکنین چون باعث ناراحتی میشه و غیر حرفه ایه چون وقتی ارتباط چشمی می تونه به صمیمیت و یا تهدید تغییر جهت بده.ارتباط چشمیو تا اونجایی که مناسبه ادامه بدین.وقتی شما به یه استراحت نیاز داشتین ،به راحتی برا یه لحظه به یه طرف دیگه نگاه کنین ،برانشون دادن یکمی ازادی به نقطه ی دیگه ای نگاه کنین. وتوجه کنین دستاتون توچه وضعیتین.اگه شما با دستتون صحبت میکنین،مطمئن بشین که به شخص خاصی اشاره نمی کنین ویا به حالت دستوری نباشه.از دستاتون برا نشون دادن خوش برخوردی و خوش امدگویی استفاده کنین.با کف دست رو به بالا نشون بدین که شما پذیرای ایده ها هستین و از اونا دعوت می کنین.اگه مشت شما بسته س و یا دستتون به حالت چنگ زدنه ممکن نشون بده که عصبی هستین و اینو القا کنه که خوش برخورد نیستین.به طرز ایستادن خودتون توجه کنین.من هنوز کسانیو میبینم که برند شخصیشون محدود و غیر قابل دسترس بود.وقتی وارد اتاق میشین با شونه های رو به عقب و طرز ایستادن با اعتماد به نفس ،اعتماد و نزدیکیونشون بدین اولین تاثیر خیلی مهمه.بیشتر مردم ازم سئوال میکنن که ایا معتبر بودن یعنی هر چیو که احساس میکنن باید بیان کنن.نه. معتبر بودن یعنی می دونین چی مناسبه و هنر خود ویرایشیو یاد گرفتین .اگه فقط من به چیزی فکر میکنم به این معنی نیس که باید اونو بیان کنم.اگه فقط به چیزی فکر می کنم به این معنی نیس که باید آن لاین در موردش کامنتی(نظری) بنویسم.خود ویرایشی به این معنیه که شما میدونین استراتژیتون چیه و می دونین چه زمانی می تونین این جهشو بدست بیارین و رک و صادق باشین و قضاوتو کنار بذارین.این درباره ی همیشه اصیل ماندنه.اصیل بمونین و با استراتژیا هماهنگ باشین شما موفق میشین زبان بدن خودتون تصویرتونو با شخصی که در درون شماس و شخصی که می خواین بقیه مردم اونو ببینن هماهنگ کنین.


ایجاد یک بالا برنده کامل:
-اگه من و شما با هم ملاقات کنیم و من بگم"چیکارا می کنی؟" شما این توانایو دارین که ارزشای اصلیتون وپیشنهادادتونو به روشی توضیح بدین که ادامه صحبت برا من به اندازه کافی هیجان انگیز باشه؟ ما اونو بالا برنده میگیم.شما 60 ثانیه زمان دارین تا درخشش نورو رو برند شخصی خودتون نشون بدین و توجه کسیو جلب کنین.چند سال پیشو به خاطر میارم،من یه شبکه ارتباطی شرکت کردمو دیدم که مردم اطراف اتاق پراکنده ن خودشون مقابل دیگران معرفی می کردن.در مورد سه خانم اونجا ،یه خانم گفت"من یه واسطه م." وحرفش به نوعی مث یه ضربه بود.و در مورد شش نفری که دورتر بودن یه خانم گفت"من به مشتریا کمک می کنم بوسیله طراحی استراتژیای مالی به هدفای زندگیشون برسن ،طرحی که باعث میشه رویاهای اونا به حقیقت برسه."و مردم به گوش دادن ادامه دادن.یادم میاد در دو مورد فکر کردم ایا می خوام با اون زنان به مکالمه ادامه بدم .زن اولی در مورد صحبت هاش زیاد هیجان نداش.و زن دومی دقیقا نگفت چکاری انجام می ده،فقط دراین مورد که به چی میرسین. برا هر موقعیتی سه مرحله برا ساخت یک بالابرنده وجود داره.اول،شروع کنین و بهم بگین چیکار انجام می دین.اگه شما یه دلال هستین توضیح بدین چیکار میکنین.شما یه مشاور مالی هستین؟ آیا شما یه دلال املاک و مستغلات که متخصص دراملاک مسکونیه هستین؟ با استفاده از سریع گفتن اینکه چکار میکنین رمز و رازو از مکالمه حذف کنین.قدم دوم اینه چی شمارو بی همتا می کنه.منبع مخفی شما چیه و چی شما رو متفاوت می کنه؟اگه شما یه دلال املاک و مستغلات مسکونی هستین چطورتو کسب و کارتون فعالیت می کنین؟شاید شمادرکار با زوجایی که طلاق گرفتن تخصص دارین؟یا بر کسانیکه برا اولین بار خرید خانه می کنن تمرکز دارین؟این شاید تخصصی باشه که شما رو متمایز میکنه ومن دنبال اینم توجه منو جلب کنه.دراخر ،سومین توصیه ای که دارم اینه یه داستان سریع بگین.برام یه تصویر رسم کنین.اگه می تونین در مورد زوجی که برا خرید خونه به اوناکمک کردین یه مثال بزنین.بعدش من داستانویادم میارم و اینکه شما چکار متفاوتی انجام دادین که شما رو تو ذهن من متمایز کرد و باعث شد من یه نفرو بکار بگیرم.این اهمیت داره که بالا برنده خودتونو مختصر و جذاب نگه دارین.یادتون باشه همه برا باراول خودشونو معرفی میکنن ،تصور کنین شما دارین به معرفی کردن خودتون گوش میدین.جذاب بودین؟تو معرفی کردن خودتون و استفاده از بالابرنده این مهمه شما هم درباره دیگران سئوال کنین. یه راز کوچیک مشهوردر مورد مردم وجود داره.موضوع مورد علاقه شما ، شما هستین.موضوع مورد علاقه من،منم.پس اگه کاری که ما انجام میدیم صحبت در مورد حرفه تون،گذشته تون،داستانتون و چیزی که شما دنبالشینه ،من در مورد موضوع مورد علاقه خودم صحبت نکردم.چیزی که تو بالابرنده مهمه اینه شما توپو توزمین دیگران بندازین و اجازه بدین اونا هم خودشونو معرفی کنن.از بالا برنده تون استفاده کنین و مکالمه تونو شروع کنین.این یه متن نیس.شما از اون به عنوان یه نقطه شروع استفاده میکنین.من نسخه های مختلفی از بالابرنده شما دارم.اگه شما تو یه همایش صنعتی هستین و مردم میدونن شما چکارمیکنین،شما میتونین یکم درباره حرفتون خاص باشین.اگه شما تو یه محیط باز هستین جاییکه مردم درباره ی حرفه تون چیزی نمی دونن شما روایتیومیسازین که به راحتی قابل فهمه.یه فرمول بالابرنده که برا شما مفیده داشته باشین.

اینو کامل نگاه کنین و تمرین کنین.

 


نتیجه گیری
برند شخصی شما، به شما قصد و توجه می ده.اون اتفاقی از چیزی که شما به نظر میرسین بیرون میاد،روابط که شما قصد ساختشو دارین و جایی که شماتو حرفه تون قصد دارین بهش برسین.برند شخصی شما تماما در مرود شخصیتتونه.درصورتیکه فرمولا و معیارایی وجود داره،مسیرتون،تنها متعلق به شماس وبرا انجام این کار شما باید به ارزش هاتون اعتماد داشته باشین.با در نظر گرفتن برند شخصی فعلیتون شروع کنین.اونو قضاوت نکنین،فقط اونو بپذیرینو درک کنین.اما یه استراتژیو گسترش بدین و اونو بکار ببرین.تصمیای حیاتی بگیرین برا اینکه شرکت چکار میکنه برا کمد لباس که باعث میشه شما اعتماد به نفس داشته باشین وبرا اینکه بنر شما در وبلاگ چجوری به نظر برسه.همه چیزواز طریق این سئوال از فیلتر رد کنین"این منو به شهرت و میراث مورد نظرم نزدیک می کنه؟"اجازه بدین نام تجاریتون به بلوغ و تکامل مورد نظر برسه.این درباره یه فراینده نه درباره خط پایان.اگه به منابع بیشتری نیاز دارین میتونین کتا ب منو تو سایت امازون( ایجاد قدرت از طریق نام تجاری شخصی) را چک کنین.
ابزاریو پیدا کنین که بهتون کمک می کنه بهتر کار کنین.همه نام تجاری شخصی دارن،بوسیله طراحی کردن،یا بوسیله پیش نویس.اینو به شانس واگذار نکنین که مردم اونطوری که شما می خواین شمارو ببینن.شما میتونین تاثیر و مسیر شهرت خودتونو بسازین پس امروزو شروع کنین و رو نام تجاریتون کنترل داشته باشین.

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

Submit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn